نویسنده مجموعه «بابامهرداد و مانی»، با تأکید بر ضرورت پرهیز از تبدیل روایت تاریخ به سخنرانی آموزشی گفت: تلاش کردیم برای نوجوانان دستاوردهای تاریخی را جدا از مسیر رسیدن به آنها روایت نکنیم.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب: چطور میتوان از تاریخ ایران برای نوجوانی گفت که بخش زیادی از دنیایش با بازیهای رایانهای، فضای مجازی و روایتهای کوتاه شکل گرفته است؟ چطور میتوان از گذشته گفت، بیآنکه مخاطب احساس کند با فهرستی از تاریخها و شخصیتها روبهروست یا پیشرفتهای نسلهای قبل را اتفاقاتی دور از دسترس بداند؟ پاسخ «بابا مهرداد و مانی» به این پرسشها، نه در بازگویی مستقیم تاریخ، بلکه در ساختن یک موقعیت داستانی شکل میگیرد؛ جایی که کنجکاوی یک نوجوان، خاطرات پدربزرگش را به روایتهایی از گذشته ایران پیوند میزند.
در این مجموعه، تاریخ از دل زندگی روزمره بیرون میآید؛ گاهی یک بازی رایانهای سرآغاز ورود به یک واقعه تاریخی میشود و گاهی پرسشی درباره یک نماد ملی، راه را به سوی اسطورهها و روایتهای کهن باز میکند. این شیوه، علاوه بر فراهم کردن فرصتی برای آشنایی مخاطب با تاریخ و هویت ایرانی، امکان پرداختن به تجربههایی را فراهم میکند که در آنها ابتکار، همکاری، تصمیمگیری و پشتکار، نقش مهمی در عبور از دشواریها داشتهاند. به این ترتیب، گذشته صرفاً موضوعی برای افتخار کردن نیست، بلکه میتواند به بستری برای فهم مسائل امروز و اندیشیدن به آینده تبدیل شود.
مجموعه تلویزیونی «بابا مهرداد و مانی» به کارگردانی محمد اعلمی و تهیهکنندگی استودیو بادبان، از 27 مهرماه بر روی آنتن شبکه نهال رفته است. در همین زمینه، با حمید جهانی، نویسنده این مجموعه، درباره چگونگی تبدیل موضوعات تاریخی به موقعیتهای داستانی، استفاده از طنز برای همراه کردن مخاطب نوجوان و ظرفیت روایتهای تاریخی برای انتقال تجربههای پیشرفت به نسل جدید گفتوگو کردهایم.
* در چنین مجموعهای، مانی احتمالاً نماینده بخشی از پرسشها و ابهامهای نسل امروز است و بابا مهرداد نقش پاسخگو و روایتگر را دارد. هنگام نوشتن گفتوگوها چطور مراقب بودید پاسخهای پدر به سخنرانی آموزشی تبدیل نشود و کنجکاوی و منطق ذهنی کودک هم در داستان حفظ شود؟
چند نکته را سعی کردیم در نگارش داستان رعایت کنیم. یکی از این موارد، استفاده از دستمایههای طنز در خلال صحبتهای پدربزرگ و اضافه کردن چند تکیهکلام به شخصیت بابامهرداد بود تا داستان از حالت سخنرانی خارج شود. همچنین تلاش کردیم با گنجاندن پرسشهای پیدرپی مانی از پدربزرگ و بابامهرداد، فضای گفتوگو را حفظ کنیم و اجازه ندهیم روایت به انتقال یکطرفه اطلاعات تبدیل شود.
از طرف دیگر، برای ما مهم بود که جنبه دراماتیک و حالت نمایشی داستان، بهویژه در دیالوگها، حفظ شود. با توجه به اینکه قرار بود شخصیت اصلی، یعنی بابامهرداد، داستانهای تاریخی را در همین گفتوگوها بیان کند، باید این ویژگی را هم در نظر میگرفتیم. کوتاه و مفید بودن جملهها نیز یکی دیگر از نکاتی بود که به آن توجه داشتیم.
هر حادثه تاریخی، علاوه بر روایت گذشته، باید به مخاطب کمک کند تا گرهای ذهنی درباره مسائل روز را نیز باز کند. بنابراین، تلاش کردیم میان اتفاقات تاریخی که مانی درباره آنها سؤال میپرسد و بابامهرداد توضیح میدهد، با شرایط امروز تناسبی برقرار کنیم تا نوجوان بتواند ارتباط میان گذشته و حال را درک کند
در مجموع، سعی کردم تا جایی که امکان و تواناییام اجازه میداد، این موارد را در کنار یکدیگر رعایت کنم تا داستان از حالت سخنرانی فاصله بگیرد و روایت آن در قالب گفتوگوهایی جذابتر و نمایشیتر پیش برود.
* وقتی قرار است تاریخ ایران در قالب یک مجموعه داستانی روایت شود، انتخاب اینکه چه چیزی گفته شود و چه چیزی کنار گذاشته شود، اهمیت زیادی دارد. معیار شما برای انتخاب رویدادها و تبدیل آنها به روایتهای قابلفهم برای مخاطب کودک و نوجوان چه بوده است؟
در روایتهای تاریخی بابامهرداد، تلاش کردیم تا حد امکان زبان ساده و قابلفهمی داشته باشیم تا مخاطب نوجوان بتواند با روایت ارتباط برقرار کند. پیچیدگیهای تاریخی چندان مدنظر ما نبود، اما در عین حال نمیخواستیم به کلیگویی هم دچار شویم. به همین دلیل، هرجا جزئیات مهمی وجود داشت که به فهم بهتر موضوع کمک میکرد، آنها را تا حد لازم مطرح میکردیم.
نکته دیگر این بود که هر حادثه تاریخی، علاوه بر روایت گذشته، باید به مخاطب کمک کند تا گرهای ذهنی درباره مسائل روز را نیز باز کند. بنابراین، تلاش کردیم میان اتفاقات تاریخی که مانی درباره آنها سؤال میپرسد و بابامهرداد توضیح میدهد، با شرایط امروز تناسبی برقرار کنیم تا نوجوان بتواند ارتباط میان گذشته و حال را درک کند.
البته محدودیت زمانی هم داشتیم و هر قسمت باید در پنج تا هفت دقیقه روایت میشد. در چنین زمانی، لازم نبود مخاطب همه جزئیات یک واقعه تاریخی را بداند؛ مهم این بود که اصل ماجرا، همراه با جزئیات ضروری، بهدرستی منتقل شود. به همین دلیل، تلاش کردیم ضمن حفظ نکات مهم و اثرگذار، از پرداختن به جزئیاتی که در این زمان محدود امکان طرح آنها وجود نداشت، صرفنظر کنیم.
* در روایت پیشرفت، گاهی دستاوردها بهگونهای روایت میشوند که مخاطب فقط با نتیجه نهایی مواجه میشود؛ در این حالت، موفقیت ممکن است اتفاقی استثنایی و دور از دسترس به نظر برسد. هنگام نوشتن «بابا مهرداد و مانی» چقدر تلاش کردید بهجای روایت صرفِ دستاوردها، مسیر رسیدن به آنها، دشواریها، شکستها و تجربههای انسانی پشتشان را نشان دهید تا کودک و نوجوان بتواند خودش را در این مسیر تصور کند؟
این مسئله، یعنی توجه به مفهوم پیشرفت، اتفاقاً برای ما اهمیت زیادی داشت. برای مثال، در قسمتی که پل نادری در دوران دفاع مقدس مطرح میشود یا در روایت اتفاقات تاریخی دیگری که پیشینه آنها به دوران باستان، زمان هخامنشیان، یا تاریخ معاصر و دوره قاجار برمیگردد، تلاش کردیم دستاوردها را در بستر تاریخی خودشان روایت کنیم. چه در پیروزیها و چه در شکستها، برای ما مهم بود که جنبه انسانی ماجرا را پررنگتر کنیم و نشان دهیم که هر دستاورد یا نتیجهای، زمینهها و مقدماتی داشته است.
تلاش کردیم هر اتفاق تاریخی، در دورهای که روایت میشود، شروع و پایان مشخصی داشته باشد و از این طریق، مانع از آن شویم که دستاوردها ناگهانی و دفعی به نظر برسند. برای مثال، در روایت دفاع هخامنشیان در سالهای پایانی حکومتشان در برابر حمله اسکندر یا جنگهای عباسمیرزا با روسها، سعی کردیم زمینههای شکلگیری اتفاقات و مسیری را که به پیروزیها یا شکستها منجر شده است، تا حد امکان نشان دهیم.
پررنگترین مسئله برای ما این بود که نوجوان در پایان هر قسمت، چه با یک روایت پیروزی مواجه شده باشد و چه با روایت شکست، به ایرانی بودن خودش افتخار کند
در این میان، برای ما مهم بود که قهرمانپروری به شکلی دفعی اتفاق نیفتد؛ یعنی مخاطب نوجوان احساس نکند که ناگهان اتفاقی رخ داده و شخصی یکباره به قهرمان تبدیل شده است. به همین دلیل، تلاش کردیم پیشزمینههای تاریخی و انسانی هر اتفاق را، تا جایی که زمان و ظرفیت روایت داستانی اجازه میداد، از زبان بابامهرداد بیان کنیم.
البته باید تأکید کنم که ما برای هر قسمت محدودیت زمانی داشتیم و زمان پنج تا هفت دقیقهای، فرصت زیادی برای باز کردن همه ابعاد یک موضوع تاریخی فراهم نمیکرد. بنابراین، نمیتوانستیم به همه مسائل بهتفصیل بپردازیم؛ اما سعی کردیم در همین زمان محدود، زمینههای ضروری هر اتفاق و جنبههای انسانی آن را به شکلی روایت کنیم که مخاطب بتواند روند شکلگیری دستاوردها و نتایج تاریخی را بهتر درک کند.

* به نظرتان در داستاننویسی برای کودک و نوجوان، چگونه میتوان از دستاوردهای ملی گفت، بدون اینکه روایت به فهرستی از موفقیتها تبدیل شود؟ آیا در این مجموعه تلاش کردهاید هر دستاورد را از دریچه یک مسئله، پرسش یا نیاز انسانی روایت کنید؟
این موضوع برای ما مسئله مهمی بود و درباره آن با دوستان مشورت میکردیم تا بتوانیم به یک نقطه مشترک برسیم. تاریخ ما سرشار از پیروزیها و شکستهاست و نمیتوان فقط از پیروزیها گفت؛ طبیعتاً مخاطبان نوجوان با بخشهایی از تاریخ کشورمان هم مواجه میشوند که در آنها شکست خوردهایم. مهم این است که از این شکستها درسی آموخته شود و نکتهای برای مخاطب داشته باشد. در عین حال، باید مراقب باشیم که روایت شکستها به تزریق حس ناامیدی به بچهها منجر نشود.
این کار مثل راه رفتن روی لبه تیغ است؛ چون کودک و نوجوان به انرژی و انگیزهای نیاز دارد که بتواند از آن برای ساختن آینده خودش، جامعه و کشورش استفاده کند. به همین دلیل، حتی در روایت بعضی از شکستها تلاش کردیم حس قهرمانپروری و نامآوری ایرانیان را حفظ کنیم تا مخاطب دچار ناامیدی نشود. این مسئله در مشورتهایی که با دوستان داشتیم، اهمیت زیادی داشت و سعی میکردیم در روایتها آن را در نظر بگیریم.
در نهایت، برای ما مهم بود که حس هویت ایرانی در تمام قسمتها از طریق بابامهرداد و مانی به نوجوانان منتقل شود؛ البته نه صرفاً هویت ایرانی در گذشته، بلکه هویت ایرانیِ امروز. تمام تلاشمان این بود که بتوانیم این پیوند را میان تاریخ، اتفاقات روز و تجربه زیسته نوجوانان برقرار کنیم
پررنگترین مسئله برای ما این بود که نوجوان در پایان هر قسمت، چه با یک روایت پیروزی مواجه شده باشد و چه با روایت شکست، به ایرانی بودن خودش افتخار کند. باید این احساس را داشته باشد که اگر ایرانیان جایی شکست خوردهاند، جانانه دفاع کردهاند و اگر هم پیروز شدهاند، پیروزیشان را با قدرت و سربلندی به دست آوردهاند. تلاش کردیم این حس را در همه قسمتها حفظ کنیم؛ هرچند ممکن است در برخی قسمتها کمرنگتر و در برخی دیگر پررنگتر شده باشد.
* تاریخ در این مجموعه صرفاً موضوعی برای آشنایی با گذشته نیست و قرار است به شناخت هویت و توانمندیهای ایران هم کمک کند. چطور میان روایت گذشته و ایجاد ارتباط آن با زندگی امروز کودکان و نوجوانان پیوند برقرار کردید؟
رویدادهای روز اهمیت زیادی دارند؛ بهویژه اینکه بچهها این اتفاقات را با گوشت و پوست خود تجربه میکنند. نمیتوانیم از مسائل روز فاصله بگیریم و صرفاً به روایت تاریخ بپردازیم؛ بهخصوص در مجموعهای که قرار است بابامهرداد، مانی را درباره اتفاقات و مشکلاتی که با آنها مواجه میشود، راهنمایی کند. به هر حال، بزرگترها نقش هدایتگر و راهنما را دارند و بچهها هم در حال تجربه کردن مسائل روز هستند.
برای مثال، در جنگ و حملاتی که به کشورمان شد، بچهها در نقاط مختلف ایران این اتفاقات را از نزدیک حس کردند و با آن مواجه شدند. آنها ترسیدند، وحشت کردند و در عین حال، شجاعانه به میدان آمدند و از کشورشان حمایت کردند. همه این تجربهها در زندگی و ذهن نوجوانان حضور دارد و تمام تلاش ما این بود که این حس را در داستان هم منعکس کنیم.
برای ما، ایجاد حس همزمانی میان روایت تاریخی و اتفاقات امروز اهمیت زیادی داشت. به همین دلیل، تلاش کردیم در دیالوگها، حتی بهصورت پراکنده و کوتاه، به مسائل روز اشاره کنیم. گاهی این ارتباط با یک افکت تصویری، گاهی با یک افکت صوتی و گاهی هم با یک جمله کوتاه شکل میگرفت تا بچهها متوجه شوند اتفاقاتی که امروز در حال رخ دادن است، به شکلی دیگر در گذشته هم تجربه شده و مردم ما از آن مقاطع عبور کردهاند؛ بنابراین، این شرایط را هم میتوان پشت سر گذاشت.
در نهایت، برای ما مهم بود که حس هویت ایرانی در تمام قسمتها از طریق بابامهرداد و مانی به نوجوانان منتقل شود؛ البته نه صرفاً هویت ایرانی در گذشته، بلکه هویت ایرانیِ امروز. تمام تلاشمان این بود که بتوانیم این پیوند را میان تاریخ، اتفاقات روز و تجربه زیسته نوجوانان برقرار کنیم.
* بخشی از فصل نخست مجموعه به جنگ تحمیلی اخیر اختصاص دارد. در نوشتن این بخشها، چطور رویدادهایی با بار عاطفی و سیاسی بالا را به زبانی تبدیل کردید که هم برای کودک قابلفهم باشد و هم از پیچیدگی و اهمیت آنها کم نکند؟
اساساً هدف مجموعه «بابامهرداد و مانی» این بود که نوجوان به شناختی از هویت ایرانی خود برسد و با یک پرسش اساسی مواجه شود: منِ ایرانی در این برهه از زمان چه نقشی باید ایفا کنم؟ وقتی احساس میکنم در محاصرهام، با من میجنگند، میخواهند حقم را بگیرند و زورگویی در برابر من قرار گرفته است، با هویت ایرانی خودم چه باید بکنم و چگونه باید با این شرایط مواجه شوم؟
تاریخ، بستر و ظرف بزرگی است که به ما یاد میدهد چگونه از هویت خود پاسداری کنیم، آن را حفظ کنیم و به نسلهای آینده انتقال دهیم. بنابراین، آنچه ما را به پرداختن به این موضوع در مجموعه «بابامهرداد و مانی» واداشت، در اصل مسئله هویت ایرانی و هویت ملی ما بود؛ هویتی که امروز با چالشهایی مواجه است و باید برای حفظ و انتقال آن تلاش کرد.
پرسشهایی که مانی مطرح میکند و پاسخهایی که بابامهرداد به او میدهد، در واقع به همین مسئله برمیگردد. میخواستیم نوجوان بتواند در میان گردوغبار جنگها و بمبارانها، هویت خود را گم نکند و آن را بشناسد؛ هویتی که باید حفظ شود و به نسل بعدی برسد. البته انتقال این هویت لزوماً کار آسانی نیست و ممکن است با دشواریهایی همراه باشد؛ ما هم در روایت مجموعه، هر دو جنبه را در نظر داشتیم.
* در طراحی شخصیت مانی، چه ویژگیهایی را در نظر گرفتید؟ آیا پرسشها، تردیدها و واکنشهای او بر اساس شناختی از ذهنیت و دغدغههای کودکان و نوجوانان امروز نوشته شده است؟
قطعاً همینطور است. ما درباره شخصیت مانی با دوستان خیلی صحبت کردیم و برایمان اهمیت داشت که این شخصیت با نسل جدید تناسب داشته باشد. ابزارها و وسایلی که استفاده میکند، بازیهایی که انجام میدهد، عجله و سرعتی که در رفتار نوجوان امروز دیده میشود و تأثیری که دنیای پرشتاب امروز بر او میگذارد، همه باید در طراحی این شخصیت دیده میشد. نوجوان امروز درگیر شبکههای اجتماعی، فضای مجازی و بازیهای رایانهای است و ممکن است در این فضاها بهتدریج از هویت ایرانی خود فاصله بگیرد. میخواستیم این مسئله در شخصیت مانی نمود پیدا کند تا بابامهرداد بتواند با او وارد چالش شود.
این مسئله حتی در طراحی شخصیت بابامهرداد هم مورد توجه قرار داشت. تلاش میکردیم دیالوگهای او نیز از نظر زبانی با مخاطب این رده سنی تناسب داشته باشد و در عین حال، زبان مانی به زبان نوجوان امروز نزدیک باشد
این چالش برای ما اهمیت زیادی داشت؛ چون قرار بود بابامهرداد با مانی درباره همین فاصله گرفتن از هویت ایرانی گفتوگو کند؛ مسئلهای که ممکن است در میان نسل نوجوان امروز هم اتفاق بیفتد. ما باید این فاصله را در دیالوگها، طراحی شخصیت مانی و برخوردهای او با بابامهرداد نشان میدادیم تا بتوانیم این شکاف را تا حدی پر کنیم.
البته محدودیت زمانی هر قسمت اجازه نمیداد که همه این ابعاد را بهطور مفصل باز کنیم. اگر زمان بیشتری داشتیم و هر قسمت مثلاً پانزده یا بیست دقیقه بود، فرصت بیشتری برای شخصیتپردازی داشتیم و میتوانستیم مانی را فعالتر نشان دهیم و وجوه مختلف شخصیتش را بیشتر بسط دهیم. با این حال، تلاش کردیم تا جایی که زمان اجازه میداد، مانی را به نوجوان امروزی نزدیک کنیم؛ بهگونهای که بچهها احساس نکنند با شخصیتی دور از خودشان مواجهاند.
به همین دلیل، در سؤالهایی که مانی مطرح میکند، برخوردهایش با بابامهرداد و حتی درگیریهای کلامی میان آنها، سعی کردیم به دنیای نوجوان امروز نزدیک باشیم. شیطنتها، بدقلقیها و ویژگیهایی که در رفتار نوجوانان امروزی دیده میشود، از جمله مواردی بود که تلاش کردیم در شخصیت مانی بازتاب دهیم.
* برای نوشتن قسمتهای تاریخی، چه منابعی در اختیار داشتید؟ آیا از مشاوران تاریخی یا پژوهشگران این حوزه کمک گرفتید و فرایند بررسی صحت اطلاعات چگونه انجام شد؟
در رابطه با منابع و مستندات، بهجرئت میتوانم بگویم که تلاش کردم از هر منبعی که در دسترس داشتیم، استفاده کنیم؛ چه کتابهای تاریخی، چه منابع موجود در فضای مجازی و چه افرادی که امکان گفتوگو و مصاحبه با آنها وجود داشت. تا جایی که زمان اجازه میداد، سعی کردم منابع مختلف را بررسی کنم و از آنها بهره ببرم.
البته ما فرصت محدودی داشتیم و این مسئله تقریباً همزمان با قطع اینترنت و اتفاقات جنگی پیش آمد. همین موضوع کار را تا حدی دشوار میکرد؛ بهویژه برای پیدا کردن برخی شخصیتها و دسترسی به منابع میدانی. در آن شرایط، ناچار بودیم بیشتر به منابع مطالعاتی تکیه کنیم، چون دسترسی به منابع میدانی کمی دشوار شده بود.
با این حال، تلاش کردم خودم را به کتابها یا مطالب اینترنتی محدود نکنم. اگر فیلمی از یک رویداد تاریخی وجود داشت یا استادان و صاحبنظران درباره آن اتفاق مصاحبهای انجام داده بودند، سعی میکردم آن را ببینم یا گوش بدهم؛ چه محتوای تصویری بود و چه صرفاً صوتی. بنابراین، در کنار کتابهای تاریخی و منابع فضای مجازی، از مصاحبهها و فیلمهای مرتبط هم استفاده کردم تا بتوانم در همان فرصت محدود، اطلاعات بیشتری به دست بیاورم و از آنها در نوشتن دیالوگها بهره ببرم.
* مخاطب اصلی مجموعه را چه گروه سنیای در نظر گرفتهاید؟ هنگام نگارش، با چه شناختی از علایق، دایره واژگان و شیوه دریافت اطلاعات در این گروه سنی پیش رفتید؟
ما از ابتدا مخاطب مجموعه را در محدوده سنی نوجوان، بهویژه دانشآموزان پایههای ششم تا هشتم و نهم، در نظر گرفته بودیم؛ یعنی حدود ۱۱ تا ۱۴ یا نهایتاً ۱۵ سال. بنابراین، برای ما مهم بود که زبان مجموعه متناسب با این گروه سنی باشد و واژهها، اصطلاحات و نوع برخورد شخصیتها با یکدیگر، به دنیای نوجوانان نزدیک باشد.
این مسئله حتی در طراحی شخصیت بابامهرداد هم مورد توجه قرار داشت. تلاش میکردیم دیالوگهای او نیز از نظر زبانی با مخاطب این رده سنی تناسب داشته باشد و در عین حال، زبان مانی به زبان نوجوان امروز نزدیک باشد. به همین دلیل، از همان ابتدا واژهها و کلماتی را که مانی به کار میبرد، با توجه به این گروه سنی انتخاب میکردیم و دیالوگها را بر همین اساس پیش میبردیم. هرچه در قسمتهای مختلف جلوتر رفتیم، سعی کردیم این ویژگی را پررنگتر کنیم؛ چون طبیعتاً با پیش رفتن کار، تجربه نوشتاری ما هم بیشتر میشد.
حتی در برخی قسمتها، با بچههایی که در همین محدوده سنی بودند و به آنها دسترسی داشتم، صحبت میکردم و از آنها مشورت میگرفتم تا ببینم چه واژهها و اصطلاحاتی میان خودشان رواج دارد و چطور با یکدیگر صحبت میکنند. اگر دقت کنید، مانی در بعضی موقعیتها از کلمات و اصطلاحاتی استفاده میکند که در میان نوجوانان امروزیِ این گروه سنی رایج است؛ بهطوری که گاهی بابامهرداد هم از شنیدن آنها تعجب میکند یا بهاصطلاح، هنگ میکند! همین تفاوت زبانی کمک میکرد هم شخصیت مانی امروزیتر باشد و هم مخاطب نوجوان بتواند ارتباط نزدیکتری با او برقرار کند و خودش را در این شخصیت ببیند.
گفتنی است، برنامه «بابا مهرداد و مانی» از جدیدترین تولیدات مرکز رسانه امید، به کارگردانی محمد اعلمی و تهیهکنندگی استودیو بادبان و تهیه شده در شبکه نهال، روی آنتن این شبکه میرود.
کد مطلب 6995931
زهرا اسكندری
-
«هشت خان» بازی موبایلی که اسطورهها را زنده میکند
-
مرگهای خاموش مکتوم
-
مشایخی: برای اداره کشور، به مدیران برنامهریز نیاز داشتیم
-
محورهای موضوعی سومین دوره جایزه ملی روایت پیشرفت ابلاغ شد
-
ققنوسوار از آتش نیرنگ بیرون بیاور جان پاکت را
-
«وطن» و افقهای رهایی در منظومه فکری اقبال لاهوری
-
ظهور یک مدیر سیاسی خردمند؛ کوروش معمار فرهنگ و صلح و مدارا
-
صنایع خلاق برای بازنمایی «مقاومت» چه کرده است؟
-
نقش تسهیلگری معاونت امور فرهنگی و خانه کتاب و ادبیات در هفته کتاب
-
اصل ۱۷۶؛ حلقه اتصال شعام و دولت
-
عزیزی: تجهیزات دو ایستگاه پمپاژ سنقروکلیایی بهینهسازی شد
-
ترس از درگیری دوباره مانع واکنش بورس به ارزندگی سهام است
-
محدودیت واردات تلفن همراه نباید بازار رسمی را تضعیف کند
-
حذف کف حقالزحمه حسابرسی، کیفیت گزارشها را تهدید میکند
-
ذخایر ۸۰۰ تنی طلای ایران در انتظار سرمایه؛ چرا تولید عقب است؟
-
۳۸۱۱ یادواره مردمی پیش از کنگره شهدای گلستان برگزار شد
-
پرونده مطالبات ۴.۰۷میلیاردیورویی واردکنندگان درانتظار مصوبه نهایی دولت
-
درویـشی: جزیرهایشدن چالش طرحهای محلهمحوری اصفهان است
-
ساختار تخصصی گردشگری در شهرداری تهران هرچه سریعتر عملیاتی شود
-
هشدار بارشهای شدید در غرب کشور؛ تهران و البرز سهشنبه بارانی میشوند
-
سردار محبی: آنها غرق شدند
-
پورسان: نوجوان ۱۵ ساله در سانحه رانندگی امینآباد جان باخت
-
ترامپ: گفتوگوی خوبی با نتانیاهو درباره ایران داشتم
-
رایگانی: تغییر شیوه فروش نان نباید به افزایش غیرمتعارف قیمت منجر شود
-
عراقچی: کشورهای منطقه مراقب باشند جنگ جدیدی شکل نگیرد
-
واکنشها به هدف قرار گرفتن یک کشتی حامل گاز در تنگه هرمز
-
البرادعی: حمله دوباره آمریکا به ایران دیوانگی محض است
-
ادامه فشارهای نتانیاهو به ترامپ برای آغاز دوباره جنگ علیه ایران
-
پیشتازی دموکراتها در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا
-
روزنامههای ورزشی دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵
-
روزنامههای ورزشی یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵
- خرید طلای آب شده
- شماتیک برد موبایل
- نظافت و آشپزی در منزل
- جواهری جواد
- خرید دوچرخه برقی
- قیمت ایمپلنت
- تشک مواج سلولی
- قیمت میلگرد سیادن ابهر
- تلفن گویا و سانترال ابری
- وکیل آنلاین
- تور کربلا هوایی
- گرمی، پلتفرم سرمایهگذاری فلزات گرانبها
- لاین نوری
- بلکا
- ایمپلنت اصفهان
- خرید اپل ایدی
- کلینیک ترک اعتیاد تهران
- دوربین مداربسته
- جراح بینی تهران
- جراح بینی در تهران
- قیمت موکت
- تور کربلا
- استند تسلیت
- مرجع پاسخ معتبر پزشکان
- قطعات لباسشویی
- آموزشگاه تیزهوشان
- بلیط هواپیما
- نمایندگی بوش در تهران
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

